نامزديه عمه
سلام قربونت برم.باز دوباره اومدم.

بهت گفته بودم که نامزدیه عمه فاطمه ست.
دیشب بود به من یکی که خیلی خوش گذشت همش داشتم میرقصیدم.ساعت ٥ عمه
فاطمه از
ارایشگاه اومد خیلی ناز شده بود.
بابایی موهای منو واسم بابلیس کشید.بعد با کمک عمه زهرا مرتبش کردم.دو تا گل
خوشکلم زدم توی موهام

همه فکر میکردن ارایشگاه رفتم.کم کم یه چیزایی یاد گرفتم.
کت شلوار قرمزمو پوشیدم.خلاصه منم یه پا عروس شده بودم.
اینم بگم که پام تاول زده از بس رقصیدم
از زن دایی فاطمه هم که یعنی نامزدیه داداشش بود بیشتر.
![]()
اخر شبم منو بابایی با عروس و داماد رفتیم بیرون یه دور زدیم اومدیم.خلاصه شب خوبی
بود.


امروزم خونه مامانم بوديم.يه ساعته اومديم.اول رفتيم پايين يه سر.عمو مجيدم بود يه
خورده رفتم پيششون بعد اومديم بالا.
بابايي اهنگ گذاشته خوابيده.منم فعلا خوابم نمياد.
باورم نميشه سه روز ديگه عيد مياد.خيلي زود گذشت سال نود.
خدا رو شكر سال خيلي خوبي بود.
اما من توي اين سال زياد به ياد خدا نبودم.

خدا كنه سال جديد بهتر شم.نمازامو كامل بخونم نه دست و پا شكسته.


نامزديه عمه
