آرميتاآرميتا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره

ارمیتــــــــــــــــــــا الهــــــــــــــــه پــــــــــــــــــــاکـــــــــی

ني نيه من كي مياد

سلام خوشكل خودم. خوبي نفسم؟ اين روزا خيلي منتظر اومدنتم.   اخه ديگه منو بابايي تصميممونو گرفتيمو شرايط اومدنتو فراهم كرديم.   كلي دعا ميكنيم كه وقتي مياي سالم باشي. فقط همين....     دختر بودن يا پسر بودنت هيچ فرقي برامون نداره.   ما عاشق هر دوتاشونيم.         راستي چند روز قبل مامان جون اينا و خاله و دايي اينا رو واسه ناهار دعوت كرديم.   خورشت فسنجون درست كردم با قورمه سبزي.   همه از دستپختم تعريف كردن.   بعد عكس دايي احمدو زن دايي رو گذاشتم توي همون سايته ببينم بچشون چي ميشه.  ...
23 فروردين 1392

سفره هفت سين ماماني و بقيه

بالاخره عكس سفره هفت سينمو اوردم. اول از همه عيدت مبارك قربونت برم.خدا كنه كه سال 92 با هم بريم خونه اين و اون.با حاله نه؟ من عيدو خيلي دوست دارم.انقد خوشم مياد وقتي بچه ها رو توي خيابون ميبينم كه لباس نو پوشيدن. تو هم كه بياي فقط لباساي خوشكل واست ميگيرم نه از اين درپيتيااااااااا خب ديگه از اولين روز سال 91 بگم اول بگم كه امروز كجاها رفتيم.   صبح بعد از سال تحويل رفتيم پايين.بعد خونه مامانم بعد اومديم خونه مامان جون ناهار خورديم با عمه زهرا و عمه نرجس اينا. بعد عصري هم رفتيم خونه مامان بزرگ خودم و بابايي و خونه دايي كامرانم.امشبم خونه نرجس اينا.   انگار دنبالمون كردن ك...
23 فروردين 1392

اخرين ساعات سال 1390

سلام خوشكلم.اين اخرين مطلبيه كه امسال واست مينويسم.   اخه ديگه چيزي به تحويل سال نمونده.الان ساعت از 12 گذشته حدودا 8 ساعت ديگه به پايان سال 1390 مونده. هميشه وقتي سال تحويل ميشه من از ته دلم خوشحالم ولي بازم اشك تو چشام جمع ميشه   خودمم نميدونم چرا؟   دلم واسه همه تنگ ميشه حتي كسايي كه پيشمن.   يه حس عجيبي دارم.   سال 90 سال خوبي بود توي اين سال كلي اتفاقاي خوب افتاد.منو بابايي عروسي كرديم.خاله الهام و عمه فاطمه نامزد كردن. زن دايي فاطمه و مريم قراره ني ني بيارن.   خيلي چيزاي ديگم كه يادم نيست. دلم ميخواد سال اينده از امسالم بهتر باشه. من ...
23 فروردين 1392

نامزديه عمه

سلام قربونت برم.باز دوباره اومدم. بهت گفته بودم که نامزدیه عمه فاطمه ست.   دیشب بود به من یکی که  خیلی خوش گذشت همش داشتم میرقصیدم.ساعت ٥ عمه فاطمه از ارایشگاه اومد خیلی ناز شده بود. بابایی موهای منو واسم بابلیس کشید.بعد با کمک عمه زهرا مرتبش کردم.دو تا گل  خوشکلم زدم توی موهام همه فکر میکردن ارایشگاه رفتم.کم کم یه چیزایی یاد گرفتم.   کت شلوار قرمزمو پوشیدم.خلاصه منم یه پا عروس شده بودم. اینم بگم که پام تاول زده از بس رقصیدم از زن دایی فاطمه هم که یعنی نامزدیه داداشش بود بیشتر. اخر شبم منو بابایی با عروس و داماد رفتیم بیرون یه دور زدیم اومدیم.خلاصه شب...
23 فروردين 1392

مامانيه پر مشغله

  سلام خوشکل مامان. خوبی عشقم؟ نمیدونی این روزا چقدر سرم شلوغه.هر روز میخوام بیام واست مطلب بنویسم ولی از بس کار دارم نمیتونم. دیروز از کار فرار کردم و با بابایی رفتیم خرید. واسه نامزدیه عمه فاطمه یه خورده از بادکنک و چیزای دیگه گرفتیم که خونه رو تزیین کنیم. واسه کت شلوارم که دادم به خیاط بدوزه دکمه گرفتم خواستم برم پرو که برقا قطع شد.(این مال دیشبه) دیروز ظهرم وقتی از خیابون برگشتیم رفتیم پایین عمه زهرام سر کار نرفته بود اومده بود خونه اقاجون. منو بابایی ام ناهارمونو بردیم اونجا خوردیم خیلی باحال بود.کلی با زهرا و فاطمه تعریف کردیم و خندیدیم. عمه هاتو ...
23 فروردين 1392

بلوز ني ني كوچولوم

خوشکل مامانی سلام.خوبی قربونت برم؟ عزیزم مامانی داره واسه نی نی کوچولوش یه بلوز  خوشکل میبافه که وقتی نازنازیش اومد تنش کنه. قربونت برم میدونم که وقتی تنت کنیش مثل ماه میشی عشقم. ...
23 فروردين 1392

خوشحاليه ماماني

سلام عزيزدلم. خوبي نفس مامان؟ ماماني امروز خيلي خوشحاله بيش از اندازه.اصلا نميتونم بگم چقدر. يه اتفاق خيلي خيلي خوب افتاده واسمون ولي الان نميتونم بهت بگم عزيزم. يه چند روز بايد صبر كني. عزيزم اشتباه نكنيا از اومدنت خبري نيست گلم. ايني كه ميگم راجع به يه چيز ديگه هست كه به توام مربوط ميشه قربونت برم بعدا بهت ميگم عشقم فقط بگم كه از خدا خيلي خيلي ممنونم. بابايي توي ازمون استخدامي قبول شده ...
23 فروردين 1392